عروسی خون _ بیمارستان
شاعرم!... و دست خودم نیست اگر هنوز نتوانسته ام با خیلی از پدیده های عادی روزگارم کنار بیایم. این را شما ـ که احتمالن ـ به همین بیماری دوچارید خوب می فهمید! آیا اصلن شاعر حق دارد در مقابل پدیده های غیرعادی ذهن خود قد علم کند و بگوید شعر! اصلن شما خودتان بگویید ما دم یا سر ، چه نقشی در این پیاز هزار توی دنیا می توانیم داشته باشیم؟! در زیر دو آشوب ارزشی تقدیم حضور می گردد.
.....................................................

عروسی خون
میثم میثم میثم!
نقل و نبات می خواهیم
این جا عروسی خون است
این جا چهار فصل جنون است
این جا کبوتران رها
در جذر و مد آینه ها
تکرار می شوند
این جا شکوهمند
مردانی از تبار تغزل
بر دار می شوند
میثم میثم میثم!
میثم صدای مرا داری؟
ــ .....................
...................آری
آنتن پر است
حتا تنفست
این مور مور شیرین را می توان شنید
رویای نازنین!
....................................................
بیمارستان
لطفن سیگار نکشید
ساسان سرفه اش می گیرد
و ممکن است چشم هایش بسوزد
باساسان حتا
بلند حرف نزنید
دورش را شلوغ نکنید
ساسان دوست دارد تنها
با موسیقی ملایمی
خاطرات پارتی هایش را مرور کند
پارتی اول:خیابان فرشته
شیطنت های دسته جمعی و
شکلک هایی که برای دوربین در می آید
پارتی دوم:خیابان حجاب
دختری با موهای خرمایی
درست پنجاه دقیقه با همه رقصید
پارتی چندم:بلوار کشاورز
قرص های صورتی و خنده های متقاطع
و راهروی بیمارستانی که یک ساعت بعد
چند نیم مرده را نشخوار می کرد
حالا در بیمارستان ، ساسان
گاهی می شنود که
لطفن سیگار نکشید
بیمار سرفه اش می گیرد....
توضیح:بیمارستان ساسان یکی از مهم ترین بیمارستان های فوق تخصصی مسمومیت های شیمیایی و محل بستری و درمان جانبازان شیمیایی هشت سال دفاع مقدس بوده و در بلوار کشاورز تهران قرار دارد.